1) به نظرم ماجرا تبديل به معادله چند مجهولي "فتنه" شده. در فتنهها بايد بيشتر سكوت كرد. نبايد زود "تحليل" كرد. تا اطلاع ثانوي فقط بايد "تجزيه" كرد. نبايد مثل چند نفري كه در نماز جمعه كنارم نشسته بودند بسان آفتاب پرست، هر حرفي كه به مذاقت خوش آمد را با اشك شوق قبول كني و هر چه به بستر كامت نخسبيد بگذاري به حساب مصلحت انديشي و توريه و البته "سياست"! نبايد پوست ذهنت به ضخامت پوست كمر كروكوديل آنقدر سفت باشد كه هيچ دليل عقلي و شرعي اجازه رسوخ نداشته باشد. حرفهايي كه ميشنوي را بايد خوب و البته با احتياط بجوي! شايد سنگريزه داخلش باشد. مراقب باش دندانهايت را نشكند. زود قورتشان نده! معدهي انسان غذاي حيوانات را تاب هضم ندارد.
2) اگر اهل نماز جمعهي اين هفته بودهاي اگر خطبه اول را راحت از كنارش گذشتهاي. يك بار ديگر با دقت گوش كن يا بخوان WWW.KHAMENEI.IR به نظرم خطبه اول مهمتر از خطبه دوم بود.
3) انگار اين ماجراها چند فقره دوستي نابم را با تني چند از عزيز دوستانم بلعيده است. حداقل فعلا حوصلهام را ندارند. چه آنها كه از قبلترها با دولت و عقايد شخصي مذهبي بنده مشكل داشتند و حالا لابد حقير را يكي از همانها ميدانند كه حقشان را پايمال كردهام و الان باتوم دستم گرفتهام توي خيابان منتظرم تا بكوبم توي سرشان! و چه آنها كه عقايدم را منطبق با عقايدشان ميدانستند و حالا وقتي با ذوق و شوق و شعف زائد الوصفي از وضعيت موجود نظرم را جويا ميشوند، حرفهايم را كه ميشنوند مثل دنبهي روي آتش وا ميروند و فورا به ضديت با ولايت فقيه و اسلام و انقلاب و امام و شهدا و باقي ماجراها منگنهام ميكنند.
دلم براي برخيشان از گروه اول تنگ شده. براي آنكه هر روز صبحم را با سلامش و شعري به طراوت خودش شروع ميكردم همان كه دوست دارد يك شهروند كانادايي آزاد باشد و دلم تنگ شده براي آنكه ثبتهايش هميشه موقت است، و براي آنكه "دا" را داده تا بخوانم و من تنبل هنوز نخواندهام، و براي چند نفر ديگر كه بنا به "مصلحت" از بردن نامشان معذورم و براي هيچكدام از گروه دوم دلم تنگ نشده! ابدا!
4) چند روز پيش توي همين شلوغيها مجبور شدم براي خريد كتابي بروم خيابان انقلاب. اين را گفتم كه اگر فردا روزي عكسم را انداختند روي اين سايتها براي شناسايي عوامل اغتشاشگر بدانيد من بيگناهم. دليل هم دارم. كتابي كه خريدم از كتابفروشي جيحون پولش را با عابر بانك پرداخت كردم ميتوانيد حسابشان را بررسي كنيد حتما شماره حسابم در سيستم بانكيشان ثبت ميشود. كتابي هم كه خريدهام اسمش هست "چهل فكر سمي كه بايد دور ريخت"، يك كتاب روانشناسي است، زندگينامه چهگوارا نبوده.

