
رفته بودم اصفهان، پلاک مفقود شدهی موتور علیه ما علیه را بگیرم.
چه گذشت در پیچ و خمهای ادارهی راهور و ناجا و آگاهی و کلانتری در این دو روزی که مجبور به بیتوته شدم بماند. اما از حق نگذریم هر سفری برای مسافر درسهایی دارد بلاشک. من نیز در این سفر خیلی چیزها یافتم شد.
مثلا یافتم شد؛ عکس العمل مسافران به اصفهان (حتی تهرانیها که ادعایشان میشود) در مواجهه با سی و سه پل و دیگر آثار باستانی اصفهان دقیقا همان عکسالعملی است که مسافران شهرستانی نسبت به میدان آزادی تهران از خودشان بروز میدهند و ما به عنوان لطیفه برای هم تعریف می کنیم.(توضیح بیشتر در تصویر مشهود است!)
و یافتم شد؛ اصفهان شهر پادشاهی مسافرهاست. کرایه هر کورس تاکسی سواری فقط 75 تومان با تاکسی و روآ و 85 تومان با پژو و سمند است. به راحتی میتوانید مسافتی در حد میدان آزادی تا میدان امام حسین تهران را 250 تومان بدهید با تاکسی سیر کنید. قابل توجه آنکه هم همهی آنهایی که سوار تاکسی میشوند و هم خود رانندههای تاکسی توی جیب و دخلشان پول خرد دارند. و حتی یک عدد 5 تومانی یا 10 تومانی در حساب و کتاب کرایه بدون رضایت کامل دو طرف کم و زیاد نمیشود. تنها علت این نظم هم علاوه بر وجدان کاری رانندههای اصفهانی، نوعی نظارت مردمی همیشگی بر این مورد است. برای مثال اگر راننده محترم ۲۵ تومان مانده از کرایه مسافر را بدون عرض پوزش و کسب حلالیت و قول شرف مبنی بر اینکه در اولین فرصت مبلغ مذکور را به صندوق صدقات واریز خواهد کرد، پرداخت نکند؛ مشخص نیست چه برخوردی در انتظارش خواهد بود. البته یک علت دیگر هم دارد و آن اینکه اصولا مردم بیشتر سوار اتوبوس میشوند تا تاکسی! بنابراین به علتهای قبل کمبود مسافر را هم اضافه کنید!
شاید علت اینکه برخلاف تهران بلیط اتوبوس اصفهان 30 تومان است هم، همین باشد.

باقیش بماند. شاید برای بعد.

