
لابد زمان زیادی را میبایست برای پاسخگویی به چرایی و چگونگی نوشتن این چند داستان مختصر در فردایی که نامش را قیامت میگذاریم صرف کنم، و امیدوارم اگر قرار است بیش از آنچه انتظارش را دارم؛ وبال گردنم باشد، هیچ وقت از چاپخانه بیرون نیاید و اگر چاپ شد؛ هیج کس نخواند و اگر هم کسی خواند؛ زود فراموشش کند.
و البته در این میان لازم است از تمام دوستانی که این راه را پیش رویم باز کردند؛ و در بهتر نوشتن کمکم کردند و میکنند تشکر کنم. بویژه از برو بچههای با معرفت "کتاب نیوز" که صمیمانه در جلسات نقد، چنان کردند که بارها از نوشتن منصرف شدم و تا مدتی از دیدن ریختشان پشیمان!
و تشکر از جناب چخوف بابت داستانهای ارزشمندش که نوشتن و "ساده نوشتن" را به من آموخت. روحش، قرین اجداد روسش!
.
برای تهیه کتاب اینجا را کلیک کنید! البته قابل شما را ندارد!
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:40  توسط حنظله
|

