این انگلیسی جماعت زیادی ناتو و سیاس است! بدون آنکه کسی متوجه شود، زبان مادریشان را قالب کردند به دنیای بشریت به عنوان زبان بینالمللی! کسی هم صدایش در نیامد که چرا باید انگلیسی بینالمللی باشد؟! اصلا چرا فارسی نباشد؟ چرا ترکی نباشد؟ چرا عربی نباشد؟ به هر حال قالب کردند به جماعت. و امروز به هر کشوری که بخواهی بروی مهم نیست که زبان رسمی آن کشور چیست؟ انگلیسی بلد باشی کارت راه میافتد! اگر به جنگلهای آمازون هم بروی بالاخره در بین قبایل بدوی آنجا هم که هنوز اسم بچههایشان را "گرگ سفید" و "گراز تنها" میگذارند یک نفر پیدا میشود که انگلیسی بلد باشد و اولین سوالی که ازت خواهد پرسید این است که :"Do you speak english? " و خدا کند که بلد باشی؟! و الا معلوم نیست چطور میخواهی بهشان بفهمانی که گوشتت برای خوردن به عنوان شام قبیله خوشمزه نیست!!
تازه این برای دنیای واقعی است در دنیای مجازی هم اگر بخواهی خوب سیر کنی انگلیسی بلد نباشی مجبوری کلی زور بزنی و تا مدتی الکی کلیدها و گزینهها را کلیک کنی! که در این باب به خاطر دارم دوستی را که یک روز فریا برآورد که؛" به دادم برس!" و چه بد دردی گرفته بود؟! در یکی از سایتها یک گزینهای را کلیک کرده بود، بدون آنکه معنایش را بفهمد و از آن کلیک به بعد، به محض روشن شدن رایانهاش دنیای مجازی پشت سر هم برایش عکسهای فلان میفرستاد!
الغرض؛ بنده حقیر هم به این نتیجه رسیدم که باید زبان مادری این انگلیسیهای نامرد استعمارگر را یاد بگیریم. مدتی در پی یافتن کلاسی بودیم که هم در پیت نباشد و هم به گروه خونیمان بخورد. مشكل در پیت را با استعلام از دوستانی که بعضا زبانشان بهتر از ما بود حل كرديم. اما گروه خونی ! از آن مشکلاتی است که نه تنها بر سر یاد گرفتن زبان، که در خیلیجاها برایمان مشکل ایجاد میکند.( توضیح خواهم داد).
***
آموزشگاه زبان "ایزایران" آخرین گزینهای بود که دوستان زباندانمان توصیه کردند.در خیابان میرداماد. گفتند هم امکانات دارد هم حساب و کتاب.
از خیابان حصاری که وارد شدم کنار در ورودی تابلو زده بودند "ورودی برادران". پیش خودم گفتم این یکی به گروه خونمان میخورد. برای انجام مراحل ثبتنام که به واحد ثبتنام رفتم متوجه شدم کلاسی که میبایست در آن شرکت کنم سه وقت بیشتر ندارد دو وقتش که جلویش نوشته بود "مخصوص خواهران" که قیدش را زدم و دیگری که نوشته بود "برادران" اصلا به ساعت کاریام نمیخورد. پرسیدم ؛"به جز این ساعت ساعت دیگری برای برادران کلاس ندارید؟ ساعت این کلاس برای من اصلا مناسب نیست."
مسوول ثبتنام نگاهی کرد و خیلی محجوب انگار که میخواهد رازی را با من در میان بگذارد سرش را مقداری جلو آورد که صدایش به گوشم راحت برسد و گفت:" کلاس خواهران هم میتونید بشینید.مختلطه!"
دو ریالیام افتاد که خواهران و برادران کشک است! و کلاسها از بیخ مثل باقی جاهاست! اما همچنان با توجه به اسم و رسم موسسه اعتماد کرده و قبول کردم که سر همین کلاس بروم!
در زدم. خانم معلم آمدند پشت در. خانمی بودند که به چشم خواهری هم نمیشود تصویرسازی کرد! کلاسی بود حدود دوازده متر . یک طرف خواهران! بودند یک طرف برادران!. تقریبا تمام حاضران کلاس از دیدن روی ماه پوشیده از محاسن ما مسرور شده بودند!
خانم معلم کلاس را ادامه داد. و چه کلاس صمیمی و دوستانه ای بود!
وسط درس خانم معلم به من اشاره کرد که باید یک Nickname برای خودت انتخاب کنی! و گفت چه اسمی دوست داری گفتم: ali گفت: نمیشود حتما باید یک اسم انگلیسی باشد.
برایم اسم tony را انتخاب کرد.
***
عرض کردم که این انگلیسی جماعت ناتو و سیاس است، اما این یکی به نظرم بیشتر به حماقت جماعتی برمیگردد که فکر میکنند اگر بخواهند انگلیسی یاد بگیرند، حتما باید حتی اسمشان را هم عوض کنند! و حتما هم باید کلاسهایشان مختلط باشند تا درس خوب تفهیم شود! و چه بهتر که صمیمیت هم در میان باشد تا بازدهی کار بالا رود! اصولا ما جماعت هر جا که خواستیم یک چیزی یک حرفهای یک علمی یا تکنولوژی مفیدی را از بیگانگان بگیریم، فکر میکنیم حتما باید آن را همانطور که آنها استفاده میکنند و طبق فرهنگ آنها استفاده کنیم. مثل معروف قديمياش رضاخان است كه فكر كرد اگر ايراني جماعت بخواهد پيشرفت كند بايد ناموسش را وقف عام كند! و مثل امروزياش مترو است، كه از وقتي آمده بعضي از اين جوانان خام فكر ميكنند واقعا آمدهاند در متروي لندن و با نامزد آيندهشان! مجازند در ملاء عام[ ....] ، يا مثل اين رستورانهاي بالاي شهر يا هتلها يا حتي بيمارستانها كه هر چه ستارهشان بيشتر ميشود فكر ميكنند حتما بايد با كراوات باشند و الا ستارهشان را پس ميگيرند و انگ ننگين جهان سومي بهشان ميزنند. و به چشم خودم ديدهام كه يكي از بيمارستانهاي دولتي در معذورات بندهاي قانون قرار گرفته بودند، پيراهن نگهبانان را طوري طراحي كرده بودند كه نوار جلوي پيراهن كه دكمهها رويش نصب ميشود شبيه كراوات باشد.



