تبليغاتX
حنظله

* آیت‌الله جوادی آملی در خطبه‌های این هفته نماز جمعه قم، در سخنان مهمی که توسط اکثر رسانه‌های دولتی مثله شد؛ بهترین راه نجات از شرایط فعلی را تقوا توصیف کردند و با کافی ندانستن قانون برای حل مشکلات، جدا بودن مجری قانون از داور و نیز فقیه باتقوا و قانون‌دان را راه خروج از بحران پیچیده کنونی کشور دانستند.

** تقديم به آنان كه حجت‌هاي به ظاهر شرعي را بر معيارهاي عقلي مقدم مي‌دانند! به آنان كه امروز سنگ ولي فقيه بر سينه مي‌كوبند و خواهيم ديد روزي بر ولي فقيه خواهند تاخت. آنان كه جز نوك دماغشان جاي ديگري را نمي‌بينند. آنان كه فكر مي‌كنند هر كه مثل خودشان فكر نكرد همه فسانه‌اند! تقديم به آنان كه خيلي زود احساس تكليف مي‌كنند!


... حالا گفته‌اند فصل‌الخطاب قانون است، بسیار خوب، اما قبل از اسلام کشورهای متمدن تفکیک قوا داشتند، مال این قرن و قرن قبل نیست. الان هم کشورهای اسلامی و غیراسلامی دارند. معلوم می‌شود این جزو فطرت و بنای عقلاست.

معنای تفکیک قوا این است که یک عده قانون وضع می‌کنند، یک عده اجرا می‌کنند، عده سومی می‌بیند آیا قانون درست اجرا شد یا نه؟ تفکیک قوای مملکت به سه قوه مقننه و مجریه و قضائیه این است. این که کسی خودش قانون وضع کند و خودش اجرا کند و خودش قاضی باشد، مشکل دارد...

حالا ما گفته‌ایم فصل‌الخطاب قانون است. اما همان که دارد اجرا می‌کند، می‌گوید کار من مطابق قانون است. تطبیق قانون بر کار او به دست اوست، اندراج کار او تحت قانون هم به دست اوست و این مشکل‌آفرین است...

این را هم بدانید که در ایران "از خارجی هزار، به یک جو نمی‌خرند". بعد از این که کشور نظام مقتدر دارد، رهبر آگاه دارد، ملت متقنی دارد، از خارجی هزار به یک جو نمی‌خرند.

کسانی که با آن مصاحبه سی سال قبل که برخی روزنامه‌ها آن را چاپ کردند، آشنایند، می‌دانند همین حرف‌ها سی سال قبل گفته شد. وقتی مجلس خبرگان قانون اساسی اصل ولایت فقیه را تنظیم کرد، یک مصاحبه‌ای کردند. در آن مصاحبه مبسوط این سخن مطرح شد که درست است قانون بخشی از مشکل را حل می‌کند، اما قانون‌شناس عادل، مجری قانون که ولی‌فقیه است، موجب ناامیدی بیگانه است.

وقتی یک رهبر آگاه باشد،‌ یک علوی منش باشد، ‌قانون‌شناس و قانون‌دان و مجری قانون باشد، داشتن یک فقیه جامع‌الشرایط موجب یأس بیگانه است. اینجاست که خدا می‌فرماید: الیوم یئس الذین کفروا من دینکم. یأس کفار یک قرآن‌شناس، مجری قرآن و قرآن‌دان می‌خواهد. وقتی علی روی کار آمد، فرمود، دیگر راه برای نفوذ بیگانه بسته است.

داشتن یک فقیه آگاه، رهبر آگاه و متدین و هوشیار این نتیجه را دارد.

بنابراین ما وقتی متحد شدیم، ذات اقدس اله فیض را به ما می‌رساند، همه یک راه را می‌رویم. خدای سبحان در سوره زمر فرمود دل‌ها در تسخیر من است. با موعظه مردم متحد نمی‌شوند. با وعده و وعید مردم متفق نمی‌شوند. به پیغمبر فرمود، تو تمام ذخایر زمین را هم رایگان تقسیم کنی، مردم متحد نمی‌شوند. دل به دست مقلب القلوب است که در سایه دعا دل‌ها را متحد می‌کند. ملت وقتی به مقصد می‌رسد که متحد باشد. مرز ما با خارجی‌ها مشخص است. آن‌ها خود را به زحمت نیندازند. 

مواظب زبان‌ها هم باشیم. درباره کسی حرف و نوشتار بد نداشته باشم، در خطبه قبلی نماز جمعه هم گفته شد. ما یک جا را باید نگاه داریم که وقتی سرمان به سنگ خورد،‌ به آن‌جا بیاییم و آن حرم امن نماز جمعه است. دیانت است،‌ حوزه و مرجعیت است. این‌ها را باید حفظ کنیم.
اگر اختلافی پیش آمد، این‌جا باید سالم بماند. همه اشخاص، همه مکان‌ها، همه منابر و تریبون‌های دیگر را نمی‌شود آلوده کرد به این سمت و آن سمت.

مواظب باشید که یک‌جا را پاک داشته باشید. بسیاری از شما طلبه‌اید، درباره نماز گفتند یک اتاق را مصلی قرار بدهید و آن‌جا دعا و نماز بخوانید و رفت و آمد و خواب نداشته باشید تا در آن‌جا یا الله بگویید و جواب بشنوید. یک‌جا را باید پاک داشته باشیم..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 23:2  توسط حنظله  | 

1) به نظرم ماجرا تبديل به معادله چند مجهولي "فتنه" شده. در فتنه‌ها بايد بيشتر سكوت كرد. نبايد زود "تحليل" كرد. تا اطلاع ثانوي فقط بايد "تجزيه" كرد. نبايد مثل چند نفري كه در نماز جمعه كنارم نشسته بودند بسان آفتاب پرست، هر حرفي كه به مذاقت خوش آمد را با اشك شوق قبول كني و هر چه به بستر كامت نخسبيد بگذاري به حساب مصلحت انديشي و توريه و البته "سياست"! نبايد پوست ذهنت به ضخامت پوست كمر كروكوديل آنقدر سفت باشد كه هيچ دليل عقلي و شرعي اجازه رسوخ نداشته باشد. حرفهايي كه مي‌شنوي را بايد خوب و البته با احتياط بجوي! شايد سنگريزه داخلش باشد. مراقب باش دندانهايت را نشكند. زود قورتشان نده! معده‌ي انسان غذاي حيوانات را تاب هضم ندارد.

2) اگر اهل نماز جمعه‌ي اين هفته بوده‌اي اگر خطبه اول را راحت از كنارش گذشته‌اي. يك بار ديگر با دقت گوش كن يا بخوان WWW.KHAMENEI.IR به نظرم خطبه اول مهمتر از خطبه دوم بود.

3) انگار اين ماجراها چند فقره دوستي نابم را با تني چند از عزيز دوستانم بلعيده است. حداقل فعلا حوصله‌ام را ندارند. چه آنها كه از قبل‌ترها با دولت و عقايد شخصي مذهبي بنده مشكل داشتند و حالا لابد حقير را يكي از همانها مي‌دانند كه حقشان را پايمال كرده‌ام و الان باتوم دستم گرفته‌ام توي خيابان منتظرم تا بكوبم توي سرشان! و چه آنها كه عقايدم را منطبق با عقايدشان مي‌دانستند و حالا وقتي با ذوق و شوق و شعف زائد الوصفي از وضعيت موجود نظرم را جويا مي‌شوند، حرفهايم را كه  مي‌شنوند مثل دنبه‌ي روي آتش وا مي‌روند و فورا به ضديت با ولايت فقيه و اسلام و انقلاب و امام و شهدا و باقي ماجراها منگنه‌ام مي‌كنند.

دلم براي برخي‌شان از گروه اول تنگ شده. براي آنكه هر روز صبحم را با سلامش و شعري به طراوت خودش شروع مي‌كردم همان كه دوست دارد يك شهروند كانادايي آزاد باشد و دلم تنگ شده براي آنكه ثبت‌هايش هميشه موقت است، و براي آنكه "دا" را داده تا بخوانم و من تنبل هنوز نخوانده‌ام، و براي چند نفر ديگر كه بنا به "مصلحت" از بردن نامشان معذورم و براي هيچكدام از گروه دوم دلم تنگ نشده! ابدا!

4) چند روز پيش توي همين شلوغي‌ها مجبور شدم براي خريد كتابي بروم خيابان انقلاب. اين را گفتم كه اگر فردا روزي عكسم را انداختند روي اين سايتها براي شناسايي عوامل اغتشاش‌گر بدانيد من بي‌گناهم. دليل هم دارم. كتابي كه خريدم از كتابفروشي جيحون پولش را با عابر بانك پرداخت كردم مي‌توانيد حسابشان را بررسي كنيد حتما شماره حسابم در سيستم بانكيشان ثبت مي‌شود. كتابي هم كه خريده‌ام اسمش هست "چهل فكر سمي كه بايد دور ريخت"، يك كتاب روانشناسي است، زندگي‌نامه چه‌گوارا نبوده.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:39  توسط حنظله  |